دوتا زونکن را برداشتم نشستم پشت میزش. کافی بود برگه های تراز سالیانه را پیدا کنم. صدای باز شدن در ساختمان آمد. آبدارچی برگشته بود. سریع در کمد را قفل کردم. یکی از کلیدها را جای همیشگی گذاشتم و زونکن ها را زدم زیر بغلم و پله ها را دو تا یکی کردم تا زودتر از آبدارچی داخل دفتر بروم. نوک پنجه می دویدم. در را باز کردم و دویدم رفتم پشت میزم. زونکن ها را زیر میز جا دادم. از پنجره پارتیشن دیدم که در دفتر باز شد اما آبدارچی نبود. خودش بود.
خود کی ؟
پاسخ دادنحذفحساس شد